| يادداشتهاي تنهايي | |
|
دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ،۱۳۸٥
سلام من اومدم با يه نگاه ديگه با يه دنيا حرف چراغ کلبه تنهايی ديگه خاموش نمی شه همون پيام هاي ديگران () جمعه ٢٥ آذر ،۱۳۸٤
آسمان پازل چشمان توست من آن را تکه تک..ه ت...ک...ه چيدم شب شد ( همون ) پيام هاي ديگران () سهشنبه ٢٦ مهر ،۱۳۸٤
امشب که وبلاگ ماههای 82 رو می خوندم فهمیدم دیگه ننویسم فقط تاریخ بزنم نه این که اون حرفای منه ها نه ولی.... محبت جای دوری نمیره دیگه میدونم نباید عاشق شد ولی میشه عاشقونه زنده بود
يادش بخير خوب روزايی بود(ـسوسو سوسو ) پيام هاي ديگران () سهشنبه ٢٦ مهر ،۱۳۸٤
دست بزدار از این بچه بازی ها اه تمومش کن می خوام برم تمومش کن برو من حالم خوب نیست شما هم نمونین اون رفته فقط يه سوال گوشه دل آدمها امنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پيام هاي ديگران () پنجشنبه ۱٤ مهر ،۱۳۸٤
تنهاوآرام اين تمام روياي من است كلبه اي چوبي و گرماي آتتش از يك بخاري هيزمي و بركه اي كه در آن دو قوي عاشق براي هم آواز مي خوانند.
پيام هاي ديگران () سهشنبه ٥ مهر ،۱۳۸٤
شب شد خورشيد رفت آفتابگردان عاشق به دنبال آفتاب آسمان را جست و جو می کرد ناگهان ستاره ای چشمک زد ! آفتابگردان سرش را به زير افکند گلها خيانت نمي کنن
پيام هاي ديگران () دوشنبه ٢۱ شهریور ،۱۳۸٤
سلام خداحافظ اگر چيز تازه ای يافتيد بر اين دو بيفزاييد بل بازشود پنجره گمشده بر اين ديوار. پيام هاي ديگران () [خانه | آرشيو | پست الكترونيك ] |
خانه
آرشيو پست الكترونيك
باران دل پاك رنگ و وارنگ حادثه عشق اتاقی روشن تر از نور زنان فردا شب سكوت كوير فردوس asemoon آسمان ابری
|
